امير حسن علاء سجزى دهلوى
30
رساله مخ المعانى ( فارسى )
امواج انوار عشق از درياى سينه هريك سر برمىزند - ايشان در بحر آشنايى شناها مىكنند - بيان معناى دوم خ خ عين ماهيت عشق و درد و لازم و ملزوم بودن آنها را در بر مىدارد - در نظر عرفا ، بهاندازهاى كه درد و در عشق محبوب رنج كشيدن و مصائب و سختىها و ضربتها ، قوههاى روحانى را در بشريه فعليت مىرساند ، هيچچيز ديگرى نمىتواند - معراج عرفانى ، مولود دو عامل عشق و مصيبت است - اين درد ، درد جدايى است از حق و آرزو و اشتياق و تقرب جستن به ذات او و محرك نزديك شدن به سوى او و تا انسان نرسد به ذات حق اين دلهره و اضطراب از بين نمىرود - دائما اين حالت درد براى عاشق است تا او ملحق و مشغول نشود به معشوق خود و قرآن اين را به اين تعبير مىگويد : أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ - يعنى بدانيد فقط و فقط دلها با يك چيز از اضطراب و درد و رنج كشيدن و ناراحتى آرام مىگيرد و به وسيلهء يك چيز است كه آرامش پيدا مىكند ، و آن ياد حق است ، انس و عشق با ذات پروردگار است - عرفا